
تورا من چشم در راهم...زندگی جاری بود ، به ناگاه ماهی به زندگی ام وارد شد، حضور ماه من روشنی بخش بود... اما حال جهانم بی نور ماهست... به دنبالشم ... کجایی...تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم....شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.... ...
ادامه مطلب
عاشقی آواره ام در غربت چشمان تو گریه پنهان کرده ام از حرمت چشمان تو عطر تو را گرفته تن لحظه های من صد باغ گل شکفته شده در هوای من امشب تمام غربت خود را گریستم، شاید دل تو بسوزد برای من من آن موج اشکم که بی اختیارم خودم را به آغوش تو میسپارم تو دریای من باش به حسرت گذشته همه روزگارم ز دیروزو امروز دلی خسته دارم تو فردای من باش یک لحظه نگاه تو مرا راحت جان است چشمان تو آرامترین خواب جهان است زیبایی چشمان نظر کرده آهو رازیست که در عطر نگاه تو نهان است من آن موج اشکم که بی اختیارم خودم را به آغوش تو میسپارم تو دریای من باش به حسرت گذشته همه روزگارم ز دیروزو ام...
ادامه مطلب
همیشه نسبت به پاییز احساس خوبی نداشتم. چرا ؟ مشخص بود! شروع مدارس، ۷ صبح پاشی بری مدرسه. درس درس درس... امابعد از اومدنت به زندگیم پاییز برام شد یه فصل پر از احساس... فصلی که تولد بهترین کسم توش بود... ۲۸مهر... دلمبرات تنگ شده جونم میخوام ببینمت نمیتونم بین ما دیوارای سنگی فاصله یه عمره میدونم بغض ترانمو شکستم میخوام بگم عاشقت هستم... هیچی دیگه دلمخونه ازدوریت... بی خبر یهویی از دستت دادم... پ.ن: هوای پاییزی مطبوع... زیر سایه توی حیاط... همه چی اروم ولی اصلا نمیچسبه... بعد از رفتنت همیشه یهچیزی کمبوده......
ادامه مطلب
به دوست داشتَنت مشغولم .. همانند سربازی که سالهاست ؛ در مَقرّی متروکه ، بی خبر از اتمامِ جنگ ، نگهبانی می دهد .....
ادامه مطلب
فک کنم این بیخبری ها واسه اینه که تکرار خاطرات برات خوشایند نیست شاید.. شاید زندگی ات عوض شده... شاید منو فراموش کردی... هزاران شاید های درگیر کننده توی ذهن من که خوابو از چشمام گرفته... این برنامه همیشگیه شبهای منه.......
ادامه مطلب
خیلی دلم هواتو کرده... کاش بودی ......
ادامه مطلب